به خاطر غیبت طولانیمون ما رو ببخشین.
به زودی برمیگردیم.
شاد بودن ساده است.
شاد بودن زيباست.
هدف، عمر شاديست.
كمك به ديگران، غذاي شاديست.
درون نگري، هواي شاديست.
معاشرت، تفريح شاديست.
بخشندگي، مغز شاديست.
بزرگ منشي، پايدار كننده شاديست.
دوستي، قلب شاديست.
مهرباني و محبت، عشق و دل شاديست.
خونسردي، راه شاديست.
![]()
![]()
لبخند بزن
بنام او
پسر به دخترك گفت: "تو معناي زندگي مني! تمام بود و نبود من در چشمان زيباي تو خلاصه مي شود."
دخترك لبخندي زد.
پسر گفت: "زير اين آسمان خداي، جز تو ياري ندارم. تنهايم مذار!"
دخترك باز لبخند زد.
پسر گفت: "از تمام دنيا، تنها عشق تو را مي خواهم. از من دريغش نكن."
دخترك اين بار نيز لبخند زد. در دل به خود گفت: "نمي توانم، عشقم از آن ديگريست."
در چشمان پسر ميشد اشك را ديد. اشكي كه از شدت علاقه اش به دختر روزها شبها او را همراهي ميكرد. لكن دخترك نميفهميد.
روزي دخترك به پسر گفت: "من تا مدتي نمي توانم با تو باشم."
پسرك گفت: "راحت باش"
دخترك رفت...
پس از يك ماه به سراغ پسر بازگشت. مي خواست به او بگويد كه ديگر عشقش از آن پسر است. مي خواست بگويد كه پسر تمام زندگي اوست. اما...
دخترك ديگر هيجوقت پسر را نديد. او هفته اي يكبار بر سر مذاري مي رفت و ساعت ها آنجا مي نشست. سخت مي گريست. اکنون که پسر رفته بود، دخترک تنها حسرت می خورد.
ما واقعاً ایرانی هستیم؟ ما واقعاً از نژاد پاک آریا هستیم؟ ما واقعاً نوادگان کوروش بزرگ و داریوش شاه هستیم؟ پس چرا برای خراب کاری های "سامرا" می ریزیم تو خیابون و راه پیمایی میکنیم اما الآن که آرام گاه کوروش رو جزیره کردن اروم نشستیم؟
واقعاً چرا؟؟؟؟؟؟ این برای من سواله!!!!!
آرامگاه کورش رفته،رفته ویران می شود!

و اکنون کار به جایی رسیده است که خبرگزاری میراث فرهنگی و حتا خبرگزاری آفتاب خبر،خطر نابودی پاسرگاد را گزارش دادند....
و به تازگی بنیاد میراث پاسارگاد <<یک سازمان غیرانتفاعی و غیرسیاسی بینالمللی در امریکا>> با فرستادن نامه ای به کوییچیرو ماتسورا، دبیر کل یونسکو؛بروز رطوبت ویرانگر در سنگهای آرامگاه کوروش بزرگ خبر داده است؛همچنین این سازمان از آقای رحیم مشایی به دلیل اجازه دادن به آبگیری سد سیوند شکایت کرده است.
این عکس از سایت میراث فرهنگی گرفته شده است




"بر گرفته از http://irananahita.javanblog.com/post-32117.html"
وقتی شنیدم نشنید، وقتی شنید شنیدم.وقتی گفتم نگفت، وقتی گفت گفتم. وقتی دیدم ندید، وقتی دید دیدم.وقتی خواستم نخواست، وقتی خواست خواستم. وقتی شکستم خوش بود، وقتی شکست شکستم. وقتی بودم نبود، وقتی بود بودم. وقتی ایستادم نشست، وقتی ایستاد ایستادم...
خواهد آمد روزی که بشنود، بگوید، ببیند، بخواهد، بشکند و باشد. اما آندم هرگز نمی تواند بایستد. زیرا که من خفته در خاکم و کسی با او نمی ایستد.

سلام به همه!
ببخشید که من دیر به دیر آپ می کنم.
والنتاین به همتون مبارک!


